جوز بعجیه

جمعه قبل که نصرآباد بودم به یاد قدیما به مین باخا(باغها) برای جوز بعجیه رفتوم دیگه از اون هیاهوی قدیم خبری نبود ولی هنوز تن صدای دوستان در گوشم طنین انداز بود . یک جوفتای ده سر همو شخس ، یاهته ور طرف بخچه مل ممد بوبور، ده سر یاهته،  نه هنیز جوزاشار نرختن نمیبینی سر شخهاش پوره، افطی ده ته ورش در و غیره....... حیف دیگر نه از دوستان خبری بودن نه حس بالا رفتن از درخت ولی با خودم گفتم موضوع جالبی باشه برا وبلاگ که داره به فراموشی سپرده میشه.بعد از برداشت باغات گردو معمولا تعدادی از گردوها به علت خطای دید و یا سخت بودن مسیر شاخه ها قابل ریختن نیست و پس از اعلام صا حب باغکه برداشت تمام شده جوانان و بچه ها برای باقی مونده گردوها دست به کار میشوند برای جوز بعجیه حداقل به دو نفر لازم بود که معمولا به صورت درصدی با هم کار میکردن دو به یک یعنی  کسی که بالا درخت میره برای ریختن دوتا گردو و کسی که پائین گردو جمع میکنه یک گردو . معمولا بعجیه  به دو صورت انجام میگیره یکی به صورت چو پرونک که از پائین درخت به وسیله چوب کوتاه صاف با وزن سنگین به سمت جوزا  باقی مانده پرتاب میشه. و روش دوم به بالا درخت میرن و به وسیله چوب بلندی به نام یاه  به جوزا ضربه میزنیم تا از شاخه جدا بشه و نفری که پائین ایستاده باید مسیر گردو را دنبال کنه تا گم نشه و جای گردوهای بالای درخت رو به نفر بالا آدرس بده و در پایان به درصد قرار داد بین نفرات تقسیم میشه.

علیرضا کل به عباس از بهترین چو پرونکای نصرآباد

/ 1 نظر / 4 بازدید
قاسم رحمت الله

اگه روزی که نورالله رحمت الله(آقای جق جقو ) و تق حج اصغر تقریبا 15 روز پیش گردو می ریختن رو میدیدی اونوقت بهت میگفتن هیاهو یعنی چه -تا جایی که یاد دارم فکر کنم علیرضای هاشم و بچه های دژگامه هم واسه جوز ریختن بودن -خلاصه حاج مهدی مشکل اینه که همه با هم تو یه روز یا چند روز قرار نمیذارن که گردوها رو بریزن وگرنه هیاهو به ریتم خودش بوده-با تشکر